ورزشی

دیدار با مردی که قبر مارادونا در حیاط خانه اوست

پنل اس ام اس هیرو

به گزارش”آلانه” عکس های حسین هوشیار در کنار قبر دیه گو مارادونا در ایران خیلی زود و  همان چند روز قبل در فضای مجازی و رسانه ای در ابعاد گسترده منتشر شد. مردی که بعد از مرگ مارادونا برایش سنگ قبر گرانیتی سیاه رنگی را سفارش داد و روی آن نوشت:” دیه گو تو برای ما همیشه قهرمانی ، در بهشت آرام بخواب”

چقدر برای عشقت هزینه می کنی؟

احتمالا در این روزگار گرانی این مرد اهل روستای علی آباد در دلوار تنگستان از توابع استان بوشهر ، چندمیلیون تومان برای ساختن این سنگ قبر داده است هرچند این حرکت به نوعی یک سرمایه گذاری برایش شد و حالا با یک هزینه چند میلیونی کاری کرده که در ایران و شاید در آرژانتین و حتی خیلی از نقاط جهان او را می شناسند. شاید حتی یک نفرعکس ها یا فیلم حسین را برای دالما هم بفرستد. خیلی ها حاضرند بیشتر از این هزینه کنند که چنین اتفاقی بیفتد اما حسین آنقدر پای عشقش به مارادونا  ایستاد تا بالاخره خود دیه گو کمکش کرد. او همیشه آرزو داشت که دیه گو را ببیند اما حالا به نظر شرایط به گونه ای پیش آمده که توانسته توجه روح دیه گو و طرفدارانش و اگر خوش شانس باشد نزدیکان او را جلب کند.

 

به روح اعتقاد داری؟

حسین هوشیار قطعا به روح اعتقاد دارد چرا که با اعتقادی عجیب می نشیند سر قبر مارادونا توی حیاط خانه اش و برای او فاتحه می خواند. او معتقد است که مارادونا آنجا و توی حیاط خانه اش خاک شده و روحش همانجا در همان نزدیکی است و این اتفاقی شدنی است. این میزان عشق و انرژی می تواند روح مارادونا را از بوینس آیرس و ناپل به بوشهر بکشاند.

می گوید:” خبر مرگ مارادونا را یکی از دوستانم که طرفدار آلمان است به من داد. با اینکه طرفدار آلمان بود اما او هم گریه می کرد. اما من باورم نشد، حتی وقتی تشییع جنازه اش را دیدم گفتم مارادونا زنده است و این هم یکی دیگر از جنجال های او است.”

جالب است که دو نفر در بوشهر در ایران ، یکی آنقدر طرفدار تیم ملی آلمان و دیگری آنقدر طرفدار تیم ملی آرژانتین است که وقتی آن طرفدار آلمان مرگ مارادونا را خبر می دهد و گریه می کند تبدیل به نقطه عطف می شود. رویای آدمیزاد تا کجا می رود؟ و حسین هوشیار در عشق ورزی به فوتبال و به دیه گو کمِ کم در خاورمیانه مقام قهرمانی را به دست آورده است.

 می گوید:” هیچ مادری به خودش جرات نمی دهد که چنین پسری متولد کند که در ورزش هم گل سیاسی بزند ، هم گل ملی بزند و هم حاشیه ای بزند!” هرچقدر که کلمات را کاملا درست کنار هم نگذارد اما می توان فهمید که می خواهد بگوید قهرمان تمام دنیا مارادوناست. برای او احتمالا از همه قهرمان ها هم قهرمان تر مثل وقتی می خواهد از زیباترین گل مارادونا برابر یونان در جام جهانی 1994 حرف بزند و می گوید:” از تیکی تاکا هم آن ورتر”

 

جامی که همه عاشقش بودیم

حسین هوشیار آنطور که خودش می گوید یک کشاورز و دامدار است از یک منطقه در جنوب غربی ایران در حاشیه خلیج فارس. عشقش به مارادونا اما از جام جهانی 1990 آغاز شد. جام جهانی 1986 در ایران پخش مستقیم و مستمر نداشت و در آن زمان در روستاها اندک مردم تلویزیون داشتند. اما جام جهانی 90 در ایران زنده پخش می شد و خیلی ها اصلا از این جام عاشق فوتبال شدند. از آنجایی که در جام جهانی 86 آلمان و آرژانتین به فینال رسیده بودند و در جام 90 هم این دو تیم در اوج بودند باعث شد که این دو تیم در ایران طرفداران زیادی پیدا کنند.

یکی از دفترچه هایش که درواقع فاکتورهایی هستند که مال لنجی هایی است که از دبی می آیند ، با باتیستوتا شروع می شود:” یادم هست باتیستوتا در یک فصل در دوازده بازی متوالی گل زده بود و فیورنتینا با سامپدوریا بازی داشت و می خواستم ببینم او گل زده یا نه؟” (البته در اینجا اشتباه می کند، حرف او درباره فصل 94-95 است که باتیستوتا در 10 بازی متوالی گل زده بود و با زدن یازدهمین گل می توانست رکورد  انزیو پاسکوتی را بعد از 32 سال بشکند.)
او برای خرید روزنامه ای که بتواند متوجه شود که آیا باتیستوتا گل زده یا نه سه بار از روستا به بوشهر می رود و چون باران می بارد از وقتی روزنامه را می خرد توی لباسش پنهان می کند تا خیس نشود و در جایی امن باز کند. باتیستوتا آن شب یک گل دیگر زد و رکورد را شکست.

 

حالا بعد از بیست و اندی سال ، اما رسانه ای که او زمانی برای خریدنش مشقت زیادی را متحمل می کرد عکس و اسم خودش را منتشر می کند.

گل قرن حسین با ساختن قبر مارادونا و کار گذاشتنش توی حیاط خانه اش علاوه بر اینکه هر روز برای روح اسطوره فوتبال جهان فاتحه می خواند اما به نوعی برای خودش گل قرن را زده است. او یک قبر خالی را هزاران کیلومتردورتر از جایی که مارادونا واقعا به خاک سپرده شده ساخته  و این باور به قدری قوی است که ممکن است هرکسی که روزی مسیرش به خانه بیفتد بنشیند و فاتحه ای هم برای مارادونا بخواند.

خیلی شبیه دنیای نمایش و تئاتر است. فرض و قراردادی که همه آنرا می پذیرند تا نمایش شروع شود.

 

 

 

*براساس گزارش “دیدار با مردی که قبر مارادونا در حیاط او است –سبحان ضرغامی”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا