ورزشی

ال‌کلاسیکو و پرده‌برداری از یک آینده مبهم

به گزارش “آلانه” این برد زیزیو را به موفق ترین سرمربی رئال در الکلاسیکوهای برگزار شده در نیوکمپ تبدیل کرد. ضمنا این پیروزی موجب شد تعداد بردهای رئال به 97 در مقابل 96 برد بارسا برسد. بارسا نیز بعد از سال 2008 دو الکلاسیکو پیاپی را واگذار کرده است و برای ششمین الکلاسیکوی متوالی نیز لیونل مسی گلزن ترین بازیکن تاریخ این نبرد موفق به ثبت گل و یا پاس گل نشد. در این مقاله سعی داریم نحوه بازی بارسای رونالد کومان را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

ترکیب و تاکتیک

مشابه بازی های گذشته بارسا، کومان تیم خود را با ترکیب مورد علاقه خود یعنی 4-2-3-1 روانه میدان کرد. اما برخلاف بازی های قبل، مسی در پشت تک مهاجم تیم یعنی آنسو فاتی قرار داشت . (اما در ادامه بازی و باتوجه به اتفاقات آن ترکیب تیم به 4-4-2 تغییر کرد)

 

 

 کومان قصد داشت با استفاده از مسی در این پست علاوه بر دادن آزادی عمل به او به بازیسازی تیم کمک کند. هیت مپ عملکرد مسی در طول بازی نیز موید این موضوع بوده و نشان می دهد مسی عملا مهاجم نوک نبوده و بیشتر در میانه میدان و به عنوان یک play maker حضور دارد.

 

 

هیت مپ مسی در بازی الکلاسیکو

اوج این موضوع رو می توان در پاس فوق العاده مسی به آلبا در زمان به ثمر رسیدن گل اول دید.  البته هم آلبا و هم فاتی قدر پاس مسی را دانسته و کار را به تساوی کشاندند. قرار گیری مسی در یک سوم میانی زمین نشان دهنده ضعف تیم در بازی سازی بوده که باعث شده این بازیکن نسبت به توپ گیری و خلق موقعیت اقدام نماید.

 

 

کومان در این بازی برای خنثی کردن خط میانی رئال از زوج بوسکتس و دی یانگ استفاده کرد علت استفاده این دو به صورت همزمان به منظور افزایش توان دفاعی تیم برای مقابله با  قدرت تهاجمی خط هافبک رئال بوده که با وجود تونی کروز و کاسمیرو و والورده بسیار خطرناک بود. این بازی نشان داد که بوسکتس به شدت با روزهای اوج خود فاصله دارد و وظایف یک هافبک دفاعی معمولی که شامل تکل زدن و حداقل خراب کردن بازی حریف در میانه زمین است، به فراموشی سپرده. در زمان به ثمر رسیدن گل اول، بوسکتس با اینکه هم گام با والورده حرکت می کرد اما در یک لحظه و در یک سوم دفاعی  او را رها کرد و خط دفاع بارسا که کاملا باز شده بود یک فرصت ایده آل را برای والورده آماده و او نیز به راحتی گل اول را به ثمر برساند.

 

 

اطلاعات بازی نشان می دهد که چرا خط میانی رئال در این بازی دست بالاتر را داشت. تعداد تکل های موفق بوسکتس زنگ خطر را برای کومان به صدا در آورد و نشان داد در صورت ادامه این روند و اصرار به بازی دادن بوسکتس در بازی های بزرگ با این سطح عملکرد، هنوز هم اتفاقات ناخوشایند برای بلوگرانا دور از تصور نخواهد بود.

در سمت راست خط دفاعی بارسا عملکرد سرجیو دست 20 ساله روزهای روشنی را نوید می دهد. جایی که زمانی دنی آلوز آن را بیمه کرده بود و پس از او هیچ کس نتوانست جای او را پر کند. دست با حضور موفق در دفاع و نیز حمله نشان داد اصرار کومان برای جذب او بی دلیل نبوده است.

همانطور که قبل از شروع فصل نیز مشخص بود این تیم برای ترمیم خط دفاعی خود قطعا احتیاج به بازیکن جدید مانند رودی گارسیا و یا مشابه آن در قلب دفاع دارد تا بتواند خط دفاعی خود را مستحکم کند. این بازی نشان داد زوج پیکه و لنگله نیز د در این روزها در حد بارسا نیستند. جاماندن لنگله در گل اول و نیز پنالتی بچه گانه ای که با کشیدن پیراهن بازیکن حرفه ای همچون راموس که بخوبی بازی در محوطه جریمه و چگونگی گرفتن پنالتی را از حریف می داند، نشان داد او هنوز برای بازی های بزرگ چیزهای زیادی کم دارد.

کومان از زمان حضور در بارسا سعی کرده است میانگین سنی تیم خود را هرچه می تواند کمتر کند برای این منظور نیز در بازی مهم الکلاسیکو با استفاده از دو بازیکن زیر 18 سال یعنی پدری و فاتی میانگین سنی را به 9/26 کاهش داد. این موضوع به خوبی نشان می دهد او ترسی از بیرون گذاشتن بازیکنان بزرگ همچون گریزمان ندارد و در صورت لزوم جوانی 17 ساله همچون پدری را در صورت آماده بودن جایگزین او خواهد کرد. پس کومان می بایست با همین نگرش خط میانی خود را برای بازی با یوونتوس  و نیز ادامه فصل دستخوش تغییر کند. حضور پیانیچ وترینکاو در کنار دی یانگ در این خط می تواند خون جدیدی در رگ های بارسا جاری کند. حتی اگر این فصل قربانی جوان گرایی شود اما می تواند سال های بعد را بیمه کند.

مسئولیت سنگین مسی

16 سال در اوج بودن برای گلزن ترین بازیکن مهم ترین بازی دنیا دردسر ایجاد کرده است. در تمام این سال ها همه از مسی انتظار معجزه دارند اما باید بیاد بیاورند که درست است که مسی جادو می کند اما در فوتبال مدرن این تیم ها هستند که برنده می شوند و سوپر استار ها بخشی از تیم را تشکیل می دهند و جزئی از یک کل کم نقص (چه در بخش فنی و چه بخش مدیریتی) هستند، که اگر غیر از این بود پاریسن ژرمن با دو جین سوپر استار همچون نیمار و امباپه می بایست تاکنون قهرمان چمپیونلیگ می شد. لواندونسکی در بایرن در هر بازی گلزنی می کند اما به ارکان این تیم نگاه کنید همگی در سطح بالا بوده و لوا عملا جزء بسیار باکیفیتی از یک کل کم نقص است.

در بارسلونا زمانی ژاوی و اینیستا و بوسکتس خط میانی این تیم را کهکشانی کرده بودند ضمن آنکه در سال 2011-2012 همراه این سه نفر فابرگاس هم حضور داشت در همان سال بود که مسی با زدن 91 گل در کل بازی ها رکورد تعداد گل در یک سال را شکست. بهترین پاس ها توسط بهترین هافبک های جهان برای مسی و خط حمله بلوگرانا ارسال می شد و او نیز قدر تک تک آنها را دانسته و با نبوغ خود گل های متعددی را ثبت می کرد. و عملا او جزء مهمی از یک کل کم نقص بود. برای همین مسی مانند این روزها نیازمند بازگشت به میانه زمین و کمک به خط میانی برای بازی سازی نبود. آیا از سال 2015 به بعد بازیکنانی درسطح ژاوی  در بارسا حضور دارد؟ بازیکن های اضافه شده هرگز نتواسنتد خلع آن بازیکن ها را پر کرده و هر روز مسی تنهاتر شد. رفتن نیمار و نیز اینیستا  به شدت بر عملکرد او تاثیر گذار بود چرا که بازیکن های فوق و به خصوص مسی و نیمار درک خوبی از حرکات هم داشته و با کمک آلبا که در سمت چپ حضور داشت موقعیت های متعددی را ایجاد می کرد. و عملا ضعف خط میانی بارسلونا نیز با عملکرد آنها پوشش داده می شد. بعد از رفتن نیمار و همینطور اینیستا مدیران بارسا به جای خرید بازیکنی در آن سطح جهت بهبود خط حمله و هافبک خود، اقدام به خرید بازیکن هایی با قیمت های بسیار بالا مانند دمبله کردند که عملا با این کار هم از نظر مالی و هم از نظر فنی مشکلات متعددی را برای باشگاه ایجاد کردند.

 

اما مسی که فشار زیادی را  بر دوش خود احساس می کند، ضمنا همگان انتظار دارند در هر بازی جادو کرده و این قطار بی لوکومتیو را به سر منزل مقصود برساند. لذا او می بایست هم در بازیساز و هم در گل زنی شرکت کند تا بتواند با نجات تیم، خود را نیز اثبات کند. نویسنده قصد دفاع بی چون و چرا از یکی از بهترین های تاریخ فوتبال را ندارد، بلکه قصد دارد از منظر فنی نشان دهد چرا این بازیکن اکنون از نظر فوتبال دوستان افت کرده است. مسی در بازی دیروز هم بازی سازی کرد و هم در دو موقعیت با درخشش کورتوآ در گل زنی ناکام بود. ولی او همگان را به نحوی بد عادت کرده که این سطح از عملکرد او برای فوتبال دوستان فاجعه تلقی می شود.

لازم به یاداوری است که مسی از نظر وظایف کاپیتانی بسیار ضعیف عمل می کند. دیروز و در زمان خطای پنالتی لنگله،  راموس با اصرار و فشار بر روی داور او را مجاب کرد که VAR را چک کند و در نهایت همان پنالتی عملا کار بارسا را تمام کرد. ولی آیا مسی در زمانی که بازیکن رئال در محوطه جریمه روی او خطا کرد فشاری بر روی داور آورد که حداقل از کمک داور ویدئویی استفاده کند؟ مسی اگر یکی از بهترین های تاریخ فوتبال باشد اما هرگز به عنوان کاپیتان نتوانسته است مثمر ثمر بوده و بسیار کم دیده شده است مسی بتواند داور را در طول بازی تحت فشار قرار دهد و در روند قضاوت او تاثیر گذار باشد. این موضوع هم در بارسا و هم در تیم ملی آرژانتین صدق می کند.کومان می بایست برای این موضوع فکری کند، یا باید با مسی صحبت کرده و وظایف یک کاپیتان جنگجو در حد بارسا مانند کارلوس پویول که هم حق تیم را گرفته و از نظر روحی و روانی روی تیم موثر باشد را به او یادآوری کند و یا باید شهامت به خرج داده و بازوبند را به بازیکنی مانند پیکه بسپارد.

کومان و تردیدهایش

بعد از به ثمر رسیدن گل توسط رئال، بارسا نیاز به تغییرات داشت تا با اضافه شدن بازیکن های هجومی تر خطر را روی دروازه رئال مادرید افزایش دهد. اما کومان تا دقیقه 80 دست به تغییر نزد و یک جا 3 بازیکن را با هم وارد بازی کرد. ورود 3 بازیکن به صورت همزمان و ایجاد تغییرات در چینش بازیکن ها نیازمند زمان برای درک بازیکن ها از تغییرات مذکور است و قطعا 10 دقیقه مانده به پایان بازی مهمی چون الکلاسیکو زمان مناسبی برای این تغییرات گسترده نبوده و کومان می بایست این تغییرات را به صورت تدریجی و از دقیقه 70 به بعد ایجاد می کرد.

 

 

 ایجاد تغییرات گسترده در زمان کوتاه انتهای بازی در صورت عدم عملکرد مناسب بازیکنان تعویضی باعث ایجاد فشار مضاعف روی آنها می شود. کما اینکه اکثرا به عملکرد گریزمان انتقاد می کند ولی فراموش شده است که تعداد پاس رسیده به او کمتر از انگشت های یک دست است. کومان می بایست تکلیف خود را با محل بازی گریزمان مشخص کند. گریزمان مهاجم داخل باکس است و در این منطقه بسیار خطرناک. بازی کردن او به عنوان بال راست توانایی او را به 20 درصد می رساند و نیز عملکرد نامناسب گریزمان باعث افت او از نظر روحی و فنی می شود.

 

تیم کومان خوب بازی می کند و از آن شلختگی زمان ستین خبری نیست کما اینکه در نیمه اول علی رغم اشتباهات برخی از بازیکن ها تیم برتر میدان بود ولی هنوز جا برای کار زیاد دارد شاید گرفتن یک دفاع مناسب و یه هافبک با ویژگی های لازم برای بازی در بارسا و نیز یک مهاجم همچون دپای بتواند پازل کومان را کامل کند. یک مربی نیز برای اجرای تاکتیک های خود احتیاج به زمان دارد و هرچه زمان بگذرد قطعا شکل بازی تیم نیز کامل تر می شود. ضمنا یوهان کرویف نیز در اولین الکلاسیکوی خود به عنوان مربی بازی را واگذار کرد. روشن شدن ضعف های بارسا در تاریکی این شکست شاید در شروع فصل باعث شود تا کومان تصمیم های قطعی خود را برای بعضی از پست ها بگیرد و قبل از آنکه خیلی دیر شده باشد به جمع بندی برسد. اما هر چه بود گذشت و کومان تا بازی با یوونتوس می بایست تیم را از نظر روحی و فنی ریکاوری کرده و تصمیم خود را برای انتخاب بهترین ترکیب بگیرد.

نویسنده: بابک نفرداودی

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا